تبلیغات
روح باران - خیلی خستم





خیلی خستم [دلتنگیهای من , ]

خدا خیلی زیباست آنقدر که هیچ کس تصورش را هم نمی تواند بکند. اما نمی دانم مخلوقاتش چرا این قدر زشت کردار هستند .
وقتش نرسیده که به زیبایی خدا نظری بیاندازیم تا شاید کمی از زشتی خودمان (منظورم کردارمان-رفتارمان-افکارمان و هر چه مربوط به درون ماست) خجالت بکشیم
میخواهم خدا را تصویر کنم
اما نه... واقعا نمیتوانم...خدا یک بی نهایت زیباست و واقعا نه در کلمات من که در کلمات هیچ یک از مخلوقاتش نمی گنجد 
اگر ما به خدا عشق بورزیم عشقمان هم زیبا میشود
نمی دانم چرا بعضی از این مخلوقات زشت و زیبا خودشان را اسیر زشتی های زمینی می کنند.
ما انسان ها -منظورم انسان های زمان خودمان است-راه را خیلی گم کرده ایم خیلی... آنقدر که شاید هیچ وقت نتوانیم راه را دوباره پیدا کنیم
خودم را میبینم وسط بیابانی برهوت و هیچ راهی شاید صدها هزار کیلومتر آن طرف تر همدیده نمیشود
راستش را بخواهید دلیل واقعی گم شدنم خود خود منم این خودم هستم که از صراط مستقیم دور میشوم خدا با نوری از جانب خودش راه را برایم روشن میکند دستم را میگیرد و در راه قرار میدهد و من باز هم از راه جدا  میشوم
این سراب های اطراف بیابان بدجوری مرا گول میزنند من سست اراده را از معشوق زیبای ازلی ام جدا میکنند ومن شتابان به سوی آنها میروم اما آنجا هیچ چیز نیست و خدا...خدا بدون آنکه از من رنجیده باشد دوباره راهم را روشن میکند دستم را میگیرد و مرا در راه قرار میدهد
ومن بازهم ....وخدا بازهم...
محلوق زشتی شده ام ام خدا باز هم مرا دوست دارد
گناهانم را مدام تکرار میکنم و آنقدر آلوده و سیاه میشوم که حالم از خودم به هم میخورد گناهان به آسانی مرا ناامید میکنندو خدا با آن همه نافرمانی که کرده ام مرا میبخشد و دلم را پر از امید میکندمیگوید:اشکالی ندارد تو پاک شده ای  دیر نشده از امروز شروع کن
و من هنوز شروع نکرده ام که باز هم گم میشوم
آنقدر گم میشوم که میدانم خدا دیگر مرا دوست نداردآخر چنین بنده ای را چگونه میتوان دوست داشت
اشکهایم باز هم جاری شده اند اما این ها برای پاک کردن دلی به این سیاهی کافی نیستند
دلی که شاید خودش میخواهد سیاه باشد
خدا به خاطر من و امثال من شیطان را ترک کرد و ما حالا حلقه ی بنذگی شیطان را به گردن آویخته ایم
هر وقت این جمله را میخوانم در دلم آتشی به پا میشود
میخواهم امشب آنقدر گریه کنم تا دل سیاهم؛سفید سفید بشود
سفیدی زیباست مثل خدا!
                             

پ.ن:
۱.این یه اعتراف بود وانجام دادنش هم خیلی لازم به همین خاطر برگشتم
۲. میدونم این پست زیاد خواننده نداره سزای کسی که ۶ ماه وبلاگشو تعطیل میکنه همینه!

نوشته شده توسط روح باران در سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 و ساعت 05:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

دوست دارم هوارتااااااا

خبر جدید

دل...

شروع دوباره

خیلی خستم

یادداشتی برای خداحافظی

روز پدر مبارک

۱۷ سالگی

آرامشی که گم کرده ام

ای عزیز خداوند

برگی کهنه از دفتر خاطرات

پایانی برای نمایش

حرف حساب...!

اولین پست سال ۸۵


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[rouhe.baran]

نویسندگان

روح باران(34)

موضوعات

عمومي(18)
دلتنگیهای من(16)

آرشیو

  مرداد 1387 (1)
  اردیبهشت 1387 (1)
  مرداد 1386 (1)
  تیر 1386 (1)
  اردیبهشت 1386 (1)
  آذر 1385 (1)
  مرداد 1385 (1)
  تیر 1385 (3)
  خرداد 1385 (1)
  اردیبهشت 1385 (1)
  فروردین 1385 (2)
  اسفند 1384 (3)
  دی 1384 (5)
  آبان 1384 (1)
  مهر 1384 (1)
  شهریور 1384 (2)
  مرداد 1384 (4)
  تیر 1384 (4)


لینکستان

فراتر از بودن


لینکدونی

آوای آزاد (-)
آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





paeez-e-man.Mihanblog.com