تبلیغات
روح باران - ای عزیز خداوند





ای عزیز خداوند [عمومي , ]

از خدا یک کمی وقت خواست
وای ای داد بیداد
دیدی آخر خدا مهلتش داد!

آمد و توی قلبت قدم زد
هر کجا پا گذاشت
تکه ای از جهنم رقم زد

او قسم خورد و گفت:
آبروی تو را می برد
توی بازار دنیا
مفت،قلب تو را میخرد

آمد و دور روح تو پیچید
بعد با قیچی تیز نامرئی اش
بال های تو را چید

آمد و با خودش
کیسه ای سنگ داشت
توی یک چشم بر هم زدن
جای قلبت
قلوه سنگی گذاشت
قلوه سنگی به اسم غرور
بعد از آن ریخت پرهای نور
و شدی از زمین دور دور

برد شیطان دلت را كجا ،کو؟
قلب تو آن کلید خدا کو؟

ای عزیز خداوند
پیش از آن که در آسمان را ببندند
پیش از آن که بمانی
تا ابد در زمینی به این دور و دیری
کاش برخیزی و با دلیری
قلب خود را از او پس بگیری

«عرفان نظر آهاری»
منبع:چهلچراغ



نوشته شده توسط روح باران در شنبه 3 تیر 1385 و ساعت 04:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

دوست دارم هوارتااااااا

خبر جدید

دل...

شروع دوباره

خیلی خستم

یادداشتی برای خداحافظی

روز پدر مبارک

۱۷ سالگی

آرامشی که گم کرده ام

ای عزیز خداوند

برگی کهنه از دفتر خاطرات

پایانی برای نمایش

حرف حساب...!

اولین پست سال ۸۵


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[rouhe.baran]

نویسندگان

روح باران(34)

موضوعات

عمومي(18)
دلتنگیهای من(16)

آرشیو

  مرداد 1387 (1)
  اردیبهشت 1387 (1)
  مرداد 1386 (1)
  تیر 1386 (1)
  اردیبهشت 1386 (1)
  آذر 1385 (1)
  مرداد 1385 (1)
  تیر 1385 (3)
  خرداد 1385 (1)
  اردیبهشت 1385 (1)
  فروردین 1385 (2)
  اسفند 1384 (3)
  دی 1384 (5)
  آبان 1384 (1)
  مهر 1384 (1)
  شهریور 1384 (2)
  مرداد 1384 (4)
  تیر 1384 (4)


لینکستان

فراتر از بودن


لینکدونی

آوای آزاد (-)
آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





paeez-e-man.Mihanblog.com