تبلیغات
روح باران





دوست دارم هوارتااااااا [عمومي , ]

سلام. شیوا هستم. امروز اومدم که برای عشقم بنویسم . کسی که همیشه برام مثل یک دوست خوب بوده و هست . خیلی سخته آدم یک دوست خوب پیداکنه دوستی که بتونه بهش اعتماد کنه حرفاشو بزنه و هیچ وقت از اینکه می تونه احساساتشو نشون بده نترسه .

تو دوست من اینقدر خوبی که واقعا نمی دونم چطوری می تونم خوبی هاتو وصف کنم

فقط بدون که به یادم هستی و خواهی ماند

همیشه گفتم بازم میگم : 

we are friends forever



نوشته شده توسط روح باران در چهارشنبه 16 مرداد 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 16 مرداد 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

خبر جدید [دلتنگیهای من , ]

سلام
دوباره میخوام بنویسم
تصمیمم خیلی جدیه!
خیلی حرفا برای گفتن دارم...

نوشته شده توسط روح باران در دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 و ساعت 01:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

دل... [دلتنگیهای من , ]

دل یه انباری بزرگ و خوبه که هر چی دلت بخواد میتونی توش انبار کنی!
چند وقتیه غصه هامو توش میریزم!
ظرفیتش کم کم داره تموم میشه
فکر کنم همین روزا دلم از غصه بترکه!



نوشته شده توسط روح باران در یکشنبه 7 مرداد 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 7 مرداد 1386 و ساعت 05:07 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

شروع دوباره [دلتنگیهای من , ]

خیلی با خودم کلنجار  رفتم  میخواستم اینجا رو تعطیل کنم اما نتونستم ... واقعا نتونستم!
اینجا خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم برام عزیزه !
اما برای اینکه اینجا دوباره همون خونه ی راحت قدیمی بشه نیاز به تغییراتی داشت: ۹ تا نوشته رو حذف کردم اسمش هم شد روح باران
یادمه اولین پستم این بود:
از امروز میخوام شروع کنم با یه دنیا امید و کلی انگیزه اما به نظر شما موفق میشم؟
دوباره نوشتمش چون دوباره میخوام شروع کنم اما حس میکنم این دفعه از دفعه ی پیش سخت تره ؛ حدوده یک ساله که اینجا خاک خورده!
به اسم خدا یه باره دیگه شروع میکنم



نوشته شده توسط روح باران در دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

خیلی خستم [دلتنگیهای من , ]

خدا خیلی زیباست آنقدر که هیچ کس تصورش را هم نمی تواند بکند. اما نمی دانم مخلوقاتش چرا این قدر زشت کردار هستند .
وقتش نرسیده که به زیبایی خدا نظری بیاندازیم تا شاید کمی از زشتی خودمان (منظورم کردارمان-رفتارمان-افکارمان و هر چه مربوط به درون ماست) خجالت بکشیم
میخواهم خدا را تصویر کنم
اما نه... واقعا نمیتوانم...خدا یک بی نهایت زیباست و واقعا نه در کلمات من که در کلمات هیچ یک از مخلوقاتش نمی گنجد 
اگر ما به خدا عشق بورزیم عشقمان هم زیبا میشود
نمی دانم چرا بعضی از این مخلوقات زشت و زیبا خودشان را اسیر زشتی های زمینی می کنند.
ما انسان ها -منظورم انسان های زمان خودمان است-راه را خیلی گم کرده ایم خیلی... آنقدر که شاید هیچ وقت نتوانیم راه را دوباره پیدا کنیم
خودم را میبینم وسط بیابانی برهوت و هیچ راهی شاید صدها هزار کیلومتر آن طرف تر همدیده نمیشود
راستش را بخواهید دلیل واقعی گم شدنم خود خود منم این خودم هستم که از صراط مستقیم دور میشوم خدا با نوری از جانب خودش راه را برایم روشن میکند دستم را میگیرد و در راه قرار میدهد و من باز هم از راه جدا  میشوم
این سراب های اطراف بیابان بدجوری مرا گول میزنند من سست اراده را از معشوق زیبای ازلی ام جدا میکنند ومن شتابان به سوی آنها میروم اما آنجا هیچ چیز نیست و خدا...خدا بدون آنکه از من رنجیده باشد دوباره راهم را روشن میکند دستم را میگیرد و مرا در راه قرار میدهد
ومن بازهم ....وخدا بازهم...
محلوق زشتی شده ام ام خدا باز هم مرا دوست دارد
گناهانم را مدام تکرار میکنم و آنقدر آلوده و سیاه میشوم که حالم از خودم به هم میخورد گناهان به آسانی مرا ناامید میکنندو خدا با آن همه نافرمانی که کرده ام مرا میبخشد و دلم را پر از امید میکندمیگوید:اشکالی ندارد تو پاک شده ای  دیر نشده از امروز شروع کن
و من هنوز شروع نکرده ام که باز هم گم میشوم
آنقدر گم میشوم که میدانم خدا دیگر مرا دوست نداردآخر چنین بنده ای را چگونه میتوان دوست داشت
اشکهایم باز هم جاری شده اند اما این ها برای پاک کردن دلی به این سیاهی کافی نیستند
دلی که شاید خودش میخواهد سیاه باشد
خدا به خاطر من و امثال من شیطان را ترک کرد و ما حالا حلقه ی بنذگی شیطان را به گردن آویخته ایم
هر وقت این جمله را میخوانم در دلم آتشی به پا میشود
میخواهم امشب آنقدر گریه کنم تا دل سیاهم؛سفید سفید بشود
سفیدی زیباست مثل خدا!
                             



پ.ن:
۱.این یه اعتراف بود وانجام دادنش هم خیلی لازم به همین خاطر برگشتم
۲. میدونم این پست زیاد خواننده نداره سزای کسی که ۶ ماه وبلاگشو تعطیل میکنه همینه!

نوشته شده توسط روح باران در سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 و ساعت 05:05 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

یادداشتی برای خداحافظی [دلتنگیهای من , ]

برداشت اول
پاهایم گز گز و مور مور میکنند ؛خواب رفته اند طفلکی ها ! آخر خیلی وقت است از جای خودم تکان نخورده ام راستی من دیروز کجا بوده ام ؟ امروز کجا هستم ؟ چقدر جابجایی داشته ام؟آیا امروز از دیروز انسان تر هستم؟چه قدر؟ سرعت حرکتم چه قدر بوذه؟ چند متر بر ثانیه؟چند میلی متر در سال ؟ چند کیلو روح بر ثانیه؟چند چی نمی دانم.واحدش چیست اصلا؟راستی نکند جابجایی ام منفی بوده باشد من روز مره ؛سرم به روزمرگی خودم گرم و اصلا نفهمیده باشم.دیگه نمی تونم تحمل کنم باید اندازه بگیرم!
برداشت دوم
تا حالا با متر فلزی یه مقدار منفی رو اندازه گرفتید؟ من گرفتم! ولی دیگه حاضر نیستم این تجربه را تکرار کنم .می روم جایز نیست. من رفتم!یک قانونی هم بود اینجاها نمی ذونم قانون اول کی کی تون مگفت اگر به کسی نیرویی وارد نشه تا ابد همانجا ساکن میمونه خالا میخوام تصمیم بگیرم و این تصمیم شتاب لازم برای حرکتم را فراهم خواهد کرد  من رفتم
۶ ماههدیگه بر میگردم فراموشم نکنید
خدا حافظ

نوشته شده توسط روح باران در چهارشنبه 22 آذر 1385 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

روز پدر مبارک [دلتنگیهای من , ]

کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد.
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
پدر
روزت مبارک



نوشته شده توسط روح باران در سه شنبه 17 مرداد 1385 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

۱۷ سالگی [دلتنگیهای من , ]

سلام
امروز هفدهمین باری بود که شمعهای روی کیک تولدم رو فوت کردم
تولدم مبارک

 


نوشته شده توسط روح باران در شنبه 31 تیر 1385 و ساعت 07:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

دوست دارم هوارتااااااا

خبر جدید

دل...

شروع دوباره

خیلی خستم

یادداشتی برای خداحافظی

روز پدر مبارک

۱۷ سالگی

آرامشی که گم کرده ام

ای عزیز خداوند

برگی کهنه از دفتر خاطرات

پایانی برای نمایش

حرف حساب...!

اولین پست سال ۸۵


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[rouhe.baran]

نویسندگان

روح باران(34)

موضوعات

عمومي(18)
دلتنگیهای من(16)

آرشیو

  مرداد 1387 (1)
  اردیبهشت 1387 (1)
  مرداد 1386 (1)
  تیر 1386 (1)
  اردیبهشت 1386 (1)
  آذر 1385 (1)
  مرداد 1385 (1)
  تیر 1385 (3)
  خرداد 1385 (1)
  اردیبهشت 1385 (1)
  فروردین 1385 (2)
  اسفند 1384 (3)
  دی 1384 (5)
  آبان 1384 (1)
  مهر 1384 (1)
  شهریور 1384 (2)
  مرداد 1384 (4)
  تیر 1384 (4)


لینکستان

فراتر از بودن


لینکدونی

آوای آزاد (-)
آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





paeez-e-man.Mihanblog.com